عبد الحي حبيبى
634
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
7 - روز شنبه : سنيشچربار ( سنيچروار كنونى ) SATURDAY يعنى روز زحل « 1 » بدين و تيره نامهاى روزهاى هفته در هند و شرق افغانستان وجود داشت ، ولى استعمال عام آن نبود . اما در ملل سامى و مخصوصا در مغرب و شام ، ايام هفته مطابق روايت تورات موجود بود ، كه عرب عاربه و ملل عربى هم ازيشان گرفتهاند ، و در عربى ايام جاهليت نامهاى ايام هفته چنين بود : 1 / الاحد . 2 / اهون . 3 / جبار . 4 / دبار . 5 / مونس . 6 / عروبه . 7 / شيار . كه بعد از ان در دورهء اسلامى براى هفت روز نامهاى الاحد - الاثنان - الثلثاء الاربعاء ، الخميس - الجمعه - السبت مستعمل بود . « 2 » در قرن نخستين اسلامى كه خراسان بدست لشكرهاى عربى فتح شد ، اين ايام هفته را نيز با ساير فراآوردههاى فرهنگى خود بخراسان آوردند . چون جمعه بموجب قرآن و احاديث نبوى روز مقدس و عبادت و نماز بود ، ختم هفته در ان واقع مىشد ، و آغاز هفته از روز سبت يعنى شنبه بود . كلمهء سبت در آرامى سبث SABBATH در سريانى شبتا SHABTA ? در عبرى شبات SHABBA ? T در اكدى شبتو SHABATTU بود ، كه در ريشهء آن مفهوم استراحت و آرايش موجود بود ، و در عربى هم سبت ( به سه فتحه ) استراحت كرد و يا قطع كرد است . و از همين ريشهء سامى كلمه مفرسى را ساخته ، و شنبذ گفتند كه از ان بعدا كلمهء شنبه برامد ، و ايام هفته را بدان تعيين كردند . در تحويل كلمات گاهى پيش از باء و كاف نونى را در پارهء كلمات مىافزايند ، مانند تنباكو كه از تباكو و تاباكو گرفته شده و تفنگ و فشنگ كه از تفك و فشك ساخته شد . به همين صورت در شبت نيز نونى افزودند ، و شنبت و شنبد گفتند ، كه صورت اخير آن شنبه است . « 3 » ولى به نظر مىآيد ، كه اين كلمه را به فتحه و كسرهء باء هر دو گونه
--> ( 1 ) - كتاب الهند 171 ( 2 ) - آثار الباقيه 48 و 64 ( 3 ) - چهل مقاله كسروى 238 ببعد طبع تهران 1335 ش